شب

شب بود...

یه عده کنار عشقشون بودن...

یه عده هم داشتتن با عشقشون حرف می زدن...

منم پتوم و کشیدم رو سرم

بغضمو قورت دادم و چشمامو بستم و گفتم: به درک که تنهام...

/ 0 نظر / 20 بازدید