ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٧  

که من عاشقم گر بسوزم رواست 

تو گریه  وسوزو یاری چراست قلب

گفت  ای هوادار میفگین یار شیرین  من  چه  شیرینی  از من بر می رود

چو فرهاد  آتش به سر می رود 

هی گفت و هر لحضه سیاه درد  فرو رویش با خانه رود 

که ای مدعی عشق کار تو نیست

شبی یاد دارم که  چشممنحفت   شنیدم که پروانه با شمع  چه گفت ؟خجالت