ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٧  

عشق یعنی یک بلای ماندگار

عشق یعنی هدیه ای از آسمان

عشق یعنی یک صفای سازگار

عشق یعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زیستن

عشق یعنی لحظه ای خندیدن و

سال ها اشک ندامت ریختن

عشق یعنی زنگ تکرار نگاه

عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن

عشق یعنی قطره بودن سوختن

عشق یعنی راهی دریا شدن

هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف

با حضورش ‌آبی و بی کینه است

عشق یعنی سبز بودن تا ابد

عشق رنگ نقره آینه است

تو گل گلدان قلب من شدی

عشق شد یک برگ از گلدان تو

در بهار آرزوها می دهد

میوه های عاطفه چشمان تو

چشمهایم باز بارانی شدند

قلبم اما گشت دریای ز عشق

دل گذشت از کوچه های خاطره

روح شد مضمون و معنایی ز عشق