هیچ‌کس نیست
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۳  

هیچ‌کس نیست

هیچ‌کس نیست

باید به فکر تنهایی خودم باشم.
دست خودم را می‌گیرم و
از خانه بیرون می‌زنیم.

در پارک،
به جز درخت،
هیچ‌کس نیست.

روی تمام نیمکت‌های خالی می‌نشینیم،
تا پارک،
از تنهایی رنج نبرد!

دلم گرفته،
یاد تنهایی اتاق خودمان می‌افتم،
و از خودم خواهش می‌کنم،
به خانه باز گردد ..

.