ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱  

هنوز زمان روی لحظه ای که رفته ای ایستاده

هنوز حجم خالی اتاق  پر از خیال توست

دارم در خودم به دنبال تو می گردم

دارم در خودم

با جریان خونم می چرخم

تمام تنم سوگوار سلولهای مرده ایست

که خاطرات خاکستری تورا

حمل می کنن

من را

میان خودم

دفن کرده اند...

دنیای بی تو 

جهان متروکی ست

که سالهاست در آن

به بیهودگی سر می کنم

شاید یکی از همین روزها

با خیالت

از این دنیا بروم...

من همه راهها را

برای رسیدن به تو رفته ام

هیچ کدام به تو نرسیدن

می خواهم راهی

برای رفتن از این دنیا

پیدا کنم

دیگر از خیرت گذشتم...!