ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  

 

 

 

 

 

با سقوط دستای ما در تنم چیزی فرو ریخت

هجرتت اوج صدامو از فراز شاخه ها ریخت

ای زلال سبز جاری جای خوب غسل تعمید

بی تو باید مردو پژمرد زیر خاک باغچه پوسید

فصلی که من با تو ما شد فصل سبز خواهش برگ

فصلی که ما بی تو من شد فصل خاکستری مرگ

تو بگو جز تو کدوم رود ناجی لب تشنگی بود

جز تو آغوش کدوم باد سایه گاه خستگی بود

بی تو باید بی تو باید تا نفس دارم ببارم

من برای گریه کردن شونه هاتو کم میارم

چشم تو با هق هق من با شکستن آشنا نیست

این شکستن بی صدا بود هر صدایی که صدا نیست

ای رفیق نا خوشی ها این خوشی باید بمیره

جز تو همراهی ندارم تا شب از من پس بگیره

با تو بدرود ای مسافر هجرت تو بی خطر باد

پر تپش باشه دلی که خون به رگهای تنم داد 

 

 

 

عاشقانه تقدیم بر تنهاترین مونس تنهایی هایم

اینم یه شعر اجتماعی که حتما خوشتون می یاد

حالمان بد نیست غم کم می خواهیم

کم که نه ،هر روز کم کم می خواهیم

آب می خواهم سرابم می دهند

عشق می ورزم عذابم می دهند

من نمی دانم کجا رفتم به خواب

از چه بیدارم نکردی آفتاب؟

خنجری بر قلب بیمارم زدند

بیگناهی بودم و دارم زدند

بعد از این با بی کسی خو می کنم

هرچه در دل داشتم رو می کنم

درد می بالد چو بدتر می کنم

طالعم شوم است ،باور می کنم

خنجری نامرد بر قلبم نشست

نیستم از مردم خنجر به دست

بت پرستم ،بت پرستم ،بت پرست

بغض غم بر درب سلولم نزن

من خودم خوش باورم گولم نزن

من نمی گویم که خاموشم نکن

من نمی گویم فراموشم نکن

من نمی گویم که با من یار باش

من نمی گویم مرا غم خوار باش

من نمی گویم که غم دیگر بس است

گفتم اما هیچ نشنیدم بس است،

گفتم اما هیچ نشنیدم بس است

گر نرفتم هر دو پایم خسته بود

تیشه گر افتاد ،دستم بسته بود

کوه کندن گر نباشد پیشه ام

بویی از فرهاد دارد تیشه ام

هیچ کس دست ما را باز کرد؟ نه

فکر قلب تنگ ما را کرد؟ نه

هیچ کس اندوه ما را دید؟ نه

هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه

هیچ کس اشکی برای من نریخت

هر که با ما بود از ما می گریخت،

هر که با ما بود از ما می گریخت

چند روزیست ،حال من دیدنی است

حال من از این و آن پرسیدنی است

گاه بر روی زمین زل می زنم

گاه بر حافظ تفعل می زنم

حافظ دیوان ،فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت

«

 

 

 

 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

 

 

 

 

 

شاید اینچنین باید میشد ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخرین همراه