ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧  

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر بارون غزلی خواند دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است؟غم دل یا سم

آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت

.

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد


 
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧